![]() |
![]() |
|
| مادرم شاخه گل باغ بلور، پدرم فاصله عشق و غرور |
|
دلم می خواست زیباترین لبخندها نثارت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 11:55 توسط سارا گلی |
|
|
یاد دارم کودکی بودم خرد امروز پنجشنبه اس دلم برای مادرم تنگ شده هرچی بیشتر میگذره بیشتر دلتنگش میشم دوستت دارم مادر .........سارا گلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 11:38 توسط سارا گلی |
|
|
این آپ خیلی فرق می کنه از طرف بابای برای سارای عزیزم
گفتم یه خرده تنوع بشه واس دوستای گلم بابای دوست دارم قربانت دخترت سارا گلی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:46 توسط سارا گلی |
|
|
نماز و رزه اتون قبول باشه هیچ فکر نمی کردم این همه استقبال بشه از همه دوستان خوبم
سپاس گذارم یک دنیا ممنونم بخونید قدرشونو بدونید اشالله اگه بودم سال دیگه دوباره ختم قرآن در وبلاگ مادر عزیزم می گیرم موفق باشید باتشکر فراوان سارا گلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 6:25 توسط سارا گلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می دانم پنج شنبه هاچشم انتظار هستی مادر
پس اشکهایم را از راه دور همچون دسته گلی برایت می فرستم تا بدانی این دل طوفان زده ام تا هستم با یاد و خاطر تو می تپد دوست دارم مادر ...........سارا گلی مادرم قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود آخر ای یار،همه ای مظهر لطف و صفا در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود دوستت دارم مادر .........سارا گلی |
|
RSS
|