![]() |
![]() |
|
| مادرم شاخه گل باغ بلور، پدرم فاصله عشق و غرور |
|
در شب سرد و سيه در خلوت تنهايي ام هان كجاشد مظهر شادابي و شيدايي ام مهربانم!!اين زمان دنيا دردم از فراق روز گاري من سرا پا شوربودم .مادرم! پر نشاط و عاشق و مسرور بودم.مادرم!! من شدم بازيچه دست زمين و آسمان يا نمي دانم اسير دست تقدير نهان صحبت از مهر و وفاي آدميت باز هست عشق و ايثار و گذشت و معنويت بازهست ياد باد آن گرمي و شيريني لالايي ات ياد باد مهر و صفا و قصه شيدايي ات مادر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 19:28 توسط سارا گلی |
|
|
مادر ااي مهربان ترين فرشته كاش بودي مرا در آغوش مي گرفتي .من به دستان گرم تو محتاجم .بدون حضور تو اي مادر درياي مواج پا بسته مردابم. در يك شب به ياد ماندني كه به جاي باران ستاره بر زمين مي بارد به خوابم بيا! كاش اتاق كوچكم پر از عطر خوش تو شود. مادر دوستت دارم ................. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 11:57 توسط سارا گلی |
|
|
تو گوهري كه كف طفلي فتاده اي من ساده لوح كودك گوهر نديده ام گاهي به سنگ جهل گهررا شكسته ام_ گاهي بدست خشم به خاكش كشيده ام مادر منو ببخش بد از خدا خداي دل و جان من تويي تو ان فرشته اي كه زمهرت سرشته اند بس شامها ي تلخ كه من سوختم زتب_ تو در كنار بستر من دست بر دعا_ برديدگان مات من ديده دوختي تا كاروان رنج مرا همرهي كني_ با چشم خوابسوز چون شمع دير پاي هر شب گريستي تا صبح سوختي ولي افسوس انكس كه هست از غم من با خبر "خداست" اگه نبودم از غم بي مادري "ولي_ مرگت پيام داد كه :بي مادري بلاست......... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 18:28 توسط سارا گلی |
|
|
مادر بی تو تنها وغریبم |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 17:28 توسط سارا گلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می دانم پنج شنبه هاچشم انتظار هستی مادر
پس اشکهایم را از راه دور همچون دسته گلی برایت می فرستم تا بدانی این دل طوفان زده ام تا هستم با یاد و خاطر تو می تپد دوست دارم مادر ...........سارا گلی مادرم قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود آخر ای یار،همه ای مظهر لطف و صفا در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود دوستت دارم مادر .........سارا گلی |
|
RSS
|