![]() |
![]() |
|
| مادرم شاخه گل باغ بلور، پدرم فاصله عشق و غرور |
|
سردی نگاه و بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واس همیشه این جدای حق ما نیست بودن تو آرزوم حتی واس یه لحطه میمیرم بی تو خوندن من یه بهونه اس یه سروده عاشقونه اس من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمی شه میمیرم بی تو من عشقتو به همه دنیا نمی دم حتی یاد تو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واس همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا را می دم با تو می مونم واس همیشه من عشق تو به همه دنیا نمی دم حتی....... خاطرات تو را چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهاییم فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واس همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم........ساراگلی سالی که گذشت خیلی ها بهم بد کردن
اینم اخرین پست سال ۱۳۸۶
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 16:17 توسط سارا گلی |
|
|
چند سالیست که تو را در خواب می بینم .می بینم که تنهای تنها از ترانه ها می آیی تا به روی چشمانم قدم بگذاری یاد آن قصه های ناگفته می افتادم و یاد آن لحظه هایی که بی تو می مردم.تو که نباشی کوچه ها ی دلم بوی اقاقی ندارد. در بیداری به کنارم بیا مادر بیا و نگذار به آخر خط برسم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:41 توسط سارا گلی |
|
|
دلم گرفته از این دنیا مرا ببر مادر به شهر آرزوها به کوچه های کودکی به سرزمین خاطره ها! مرا ببر به مهربانی دلها.به لحظه های صداقت به صفای دلها!مرا ببر مادر دلم گرفته از آدمکها. مرا ببر به سادگی چشمانت.به دیروز باز هم از عشق بگو دلم گرفته از این دنیا ! این چهارمین بهارست که بی تو میگذرد ای کاش در کنارم بودی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:5 توسط سارا گلی |
|
|
تا هستم وهست! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:1 توسط سارا گلی |
|
|
۱۵اسفند تولد یکی از دوستامه از همین جا تولدشو بهش تبریک می گم
تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 23:55 توسط سارا گلی |
|
|
فرزند خشمگین و خطا کار خویش را |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:38 توسط سارا گلی |
|
|
برای پدر عزیزم!
سارا یکی یک دونی بابای |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 15:55 توسط سارا گلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می دانم پنج شنبه هاچشم انتظار هستی مادر
پس اشکهایم را از راه دور همچون دسته گلی برایت می فرستم تا بدانی این دل طوفان زده ام تا هستم با یاد و خاطر تو می تپد دوست دارم مادر ...........سارا گلی مادرم قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود آخر ای یار،همه ای مظهر لطف و صفا در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود دوستت دارم مادر .........سارا گلی |
|
RSS
|