![]() |
![]() |
|
| مادرم شاخه گل باغ بلور، پدرم فاصله عشق و غرور |
|
تا آمدم که ببینم چگونه است مادر انگار که صدها سال ازکنارم رفته بود تا آمدم به دستش دهم گلی برسم یادبود گلچین روزگار باغ را به دستش سپرده بود تاآمدم بخاطر یک عمر محبتش پیشانیش ببوسم و نوازشش کنم دست ستایشگر باد، شاخه های شکسته را از درخت عمرش چیده بود و بر سر مزارش کشیده بود تا آمدم باردیگر از لبخندش بگیرم درس درس گذشت و شکست و مهربانی را صد آه و صد افسوس که رسم روزگار روح پاکش را زجانش ربوده بود پایان هرخوشی غمی نهفته است این گفته سالها بر دل من نشسته بود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 19:21 توسط سارا گلی |
|
|
این پست که براتون میزارم با قبلی ها خیلی فرق می کنه می خوام یه زره از خودم بگم امروز یه احساس خیلی خوبی دارم احساس احساس می کنم دوباره متولد شدم تولدی دوباره ولی اینار همراه با عشق عشق! میخوام عاشق بشم عاشق کسی که عاشقمه عشق و خوب میشناسه عاشق شدن وبلده نه کسی که بوی از عشق نبرده و آدم ضعیف و دو رنگی هستش که با از دست دادن عشقی می خواد بمیره که همون بهتر که بمیره عشق اول همیشه بهترین نیست سارا گلی واقعا تکه به قول دادشم سارا لپ لپ صدام میزنهبابای مهربونم که بهم می گه سارا یکی یدونه گل گلخونهولی از اون ور داداشی بد بهم مبگه سارا یکی یدونه خل و دیونه اما من حرف بابای عزیزم وقبول دارم شما چی؟فکر نکنم هیچ دختری به اندازه من پدرش دوست داشته باشه من خیلی بابای مهربونمو دوست دارم اونم منو دوست داره خیلی زیاد میگه تو منو یاد مادرت می ندازی یاد عشقم یاد کسی که خیلی دوسش داشتم به خاطر همین تورا به اندازه دو نفر دوست دارم به اندازه عشقم و به اندازه دختر یکی یدونم سارا گلیدادشم بهش می گه اینهمه این دخترتو لوس نکن می مونه سر دستمون اونوقت چی کار کنیم می دونم داره شوخی می کنه خودش می دونه چقدر دوسش دارم الهی قربون داداش خوبم برم هیچ وقت واسم کم نزاشته همیشه واسش دعا می کنم سارا از چی خوشش میاد از چی بدش میاد؟گل مورد علاقه سارا :گل یاس که مظهر احساسه و پاکیه خیلی دوسش دارم حیونی نجیب و اهلی خیلی اسب سواری را دوست دارم .کاشکی یه اسب داشتم فصل مورد علاقه سارا:پاییز پاییز چون خودم متولد پاییزم دختر پاییزیم خیلی این فصل و دوست دارم رنگ مور علاقه سارا:آبی و بنفش یاسی. غذای مورد علاقه سارا: همه چی دوست دارم اتفاقا خیلی از غذا هارو خودم درست می کنم.خوانند مورد علاقه سارا :گوگوش عاشقشم خیلی واسم خاطره داره. با رامین بی باک که خیلی شبیه پسر خاله امه. بازیگر مورد علاقه سارا :مهدی سلوکی و باران کوثری چون یه جورای احساس می کنم مثل خودمه دختری آروم و محجوب مخصوصا تو فیلم خون بازی خیلی دلم براش سوخت چون اونجا اسمش سارا بود فیلم مورد علاقه سارا :تایتانک تایتنک وای عاشق این فیلمم اگه صد بار ببینمشم بازم دوست دارم ببینمش چون واقعا جک و رز عاشق هم بودن اینه عشق واقعی .عشق و عاشقی را باید تو فیلما دید چون همه عشق و عاشقی ها دروغن دروغن دروغن می گن دوست دارم ولی یکی دیگه مد نظرشونه می گن باهات همدردم ولی پاش بیفته یادشون میره بگزریم تو جزییات نمی خواد برم .اسم مورد علاقه سارا:پسرسعید دختر سارا چون اسم خودمو خیلی دوست دارم سارا از چی بدش میاد؟دروغ دروغ دروغ دروغ دو رنگی دورنگی متنفرم متنفرم مخصوصا اگه دروغی که بهم بگن به خاطر خودت گفتیموای وای وای خدای من چقدر متنفرم از کسی که بهم دروغ بگه باز اعصابم ریخت بهم ولش کن قرار شد فراموش کنم سال 86 واس سارا نحس بود ولی به هر حال تمام خاطرات بدشو دورریختم تو آشغالی چون خاطراتش فقط بدردآشغالی می خوردچون دیگه واس سارا مرده تموم شده تموم تموم تمومسارا می خواد دوباره شروع کنه سال 87را همراه با عشق علاقه محبت دوست داشتن همههیچوقت به این اندازه سر حال نبودم خیلی خیلی خوشحالم دوستون دارم قربون همه شما برم از دور می بوسمتون شب و روزتون بخیر دوستای خوبم بای
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 1:39 توسط سارا گلی |
|
|
مادر مادر مادر مادر مادر کسی که این قدر به ما عشق می ورزه که بعضی وقتاقادر نیستیم درکش کنیم مادر کسی که به ما احساس خوب بودن را یاد میده تا کاری کنیم تا کسی از ما نرنجه مادر کسی که شادیش با شادی ماست و غمش با غم ماست مادر کسی که بدون اون نمی شه زندگی کرد مادر مادر یعنی همه چیز.......... ولی من اونو ندارم ..........مادر عوضش یه پدر دارم یه پدر خوب و مهربون..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 16:26 توسط سارا گلی |
|
|
آشناییم به مهربانی تومادر با غزلهای آسمانی تو مادر می روم در پی دلم همه جا تا بیابم مگر نشانی تو مادر دوست دارم که بگذرد همه شب لحظه هایم به میهمانی تو مادر اشتیاق دلم چوانه زده زیرباران مهربانی تو مادر آن قدر تازه ای و سبز که من پرم از عشق چاودانی تو مادر دشت و بوی شقایق و تب عشق باز خنده و جوانی تو مادر باز هم لحظه های خلوت سارا بازم خنده نهانی تو مادر
ببخش منو مادر قدرت نمی دونستم سارا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 17:46 توسط سارا گلی |
|
![]() دلم آوارگی را دوست دارد نسیم رهگذر از کوچه تو نگاه منتظر بر پیچ جاده صدای سادگی را دوست دارد ... شبی افتاد از دستت چو شیشه شکست و بی صدا صد تکه گردید شبی بیچاره شد از برق چشمت همین بیچارگی را دوست دارد ... نمی دانم چه بوده در نگاهت که دل را برده تا امواج و طوفان نمی دانم چه کردی با دل من؟ که این دلدادگی را دوست دارد از طرف مهتاب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 17:11 توسط سارا گلی |
|
|
حس مادر قد دنياست به بلنداي شب يلداست حس مادر مثل چشمه ست به بزرگي يه درياست حس مادر يه طلوع يه طلوع واسه خوبي حس مادر يه فروغه توي اين نا اميدي حس مادر چه قشنگه مثل باروناي نم نم مثل بوسه ي ستاره روي آسمون قلبم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 20:4 توسط سارا گلی |
|
|
اولین پست سال جدید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 16:55 توسط سارا گلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می دانم پنج شنبه هاچشم انتظار هستی مادر
پس اشکهایم را از راه دور همچون دسته گلی برایت می فرستم تا بدانی این دل طوفان زده ام تا هستم با یاد و خاطر تو می تپد دوست دارم مادر ...........سارا گلی مادرم قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود آخر ای یار،همه ای مظهر لطف و صفا در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود دوستت دارم مادر .........سارا گلی |
|
RSS
|