تبليغاتX
مادر
مادرم شاخه گل باغ بلور، پدرم فاصله عشق و غرور

 

 

خدا در همه جا هست .در هیاهوی کودکان .

در کوههای سخاوتمند.در دریاهای خروشان.در دل

آدمهاو در جا نماز مادرم .دلم می خواست روزی

آن چادر سفیدرنگ با گلهای آبی.آن تسبیح با

دانه های درشت و مهربزرگ او مال من بود.

سرانجام در یک غروب جمعه غم انگیز .مادرم

آن جا نماز زیبا را با عطر همیشگی اش به من

داد و خود به بهشت جاودان خدا که هر روز

انتظارش را می کشید رفت......

مادر دوستت دارم .....سارا گلی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:35  توسط سارا گلی | 

سلام اشالله که همه شما خوب و شاد باشید

یادها و خاطره هاهمیشه چیزی هستن که واسمون می مونن

خواستم از همه شما دوستان خوب و مهربون که نسبت به من و وبلاگ مادر عزیزم لطف داشتین

ومرتب به من و مادرم سر زدین تشکر کنم چون ممکنه تا یه مدت این وبلاگ آپ نشه شایدم واس همیشه

آپ نشد نمی دونم تا ببینم چی پیش میاد

خواستم از دوستانی که این مدت باهاشون بودم تشکر کنم

اول می خوام از اون سه تا داداش مهربون و دوست داشتنیم تشکر کنم

داداش فرشید مدیر وبلاگ گیشا ایرانی که واقعاهیچی بی خیالش.که همیشه منو شاپرک صدا میزد وای خدای من

چقدر زود گذشت روز اولی که باهاش آشنا شدم برام یه عکس مادر و یه متن در مورد مادر گذاشت

تو وبلاگش و زیرش نوشت تقدیم به سارا دوست خوبم هیچوقت فراموشت نمی کنم داداش گلم

اما این داداشی :دادش کیوان یه زره ازش دلخورم چون یهوی غیبش زد و دیگه اصلا سراغی ازم

نگرفت این داداشی همش این جوری صدام میکرد سارااااااااااااااااااااااااااااااااا

یه شعر خوشکلم واسم گذاشت تو وبلاگش که خیلی خوشم امد ولی یه قول خودش بی وفا بود

کلک می زد ولی تو دلش هیچی نبود صاف و صاف مثل دریا آبی آبی خیلی کمکم کرد

وبلاگ نویسی را اون یادم داد هیچوقت اولین وبلاگ و که واسم درستش کرد فراموش نمی کنم

بارون احساس هیچوقت فراموشت نمی کنم داداش گلم

نوبت این داداش آخری رسید: دادش امیر وای خدای من اینم خیلی کمکم کرد این قالب وبلاگ

اون برام درستش کرده به قول خودش تا ساعت یک نصف شب بیدار بوده تا برام درستش کنه

این داداشی اینجوری صدام می کرد آبجی گلم ولی نمی دونم این اخرعصبانی شد بهم یه جورایی

باهام قهر کرد ولی از این جا من بهش می گم آشتی آشتی داداش بد اون روز آخر خیلی دادزدسرم هیچوقت

اونجوری ندیده بودمش که گفتم اگه اونجا پیشش بودم حتما کتکم میزدهیچوقت فراموشت نمی کنم داداش گلم

یه سر و رازی بین این داداشای گلم بود که فکر می کردن آبجی سارا متوجه نشده ولی باید

بگم داداشای مهربون آبجی ساراتونو دست کم گرفتین من خیلی باهوشتر از اونم که فکر می کنید

حالا بی خیالش. خوب اینم از داداشای سارا گلی

 

حالا نوبتی باشه نوبت دوستای عزیز و دوست داشتنی ام میرسه اول حق تقدم با دختر خانوماس

مهتاب(فاطی جونم) گلم عزیزم مثل خواهرم دوستم خواهرم همسایه امون وای خدا می دونه

چقدر دوسش دارم خودش که از اسمش فاطی بدش میاد ولی من هر وقت بخوام عصبانیش کنم بهش

می گم فاطمه فاطی فاطیما خودش میگه صدام کن مهتاب ولی من صداش نمیکنم می دونم اگه اینو

بخونه عصبانی میشه به خونم تشنه اس این فاطیماخوشم میاد عصبانیش کنم .دوست دارم مهتاب فراون

سایه جون دختر مهربون دوست دارم همیشه نسبت به من لطف داشتن مرسی گلم.آتوسا جون اشالله به عشقت

برسی به اونی که دوسش داری .مهشید جون که امسال کنکنور داره حتما واست دعا می کنم قبول بشی .

مرضیه جون دوست تازه و مهربونم نه عزیزم ناراحت نشدم  ولی بدون من بابایمو بیشتر از تو دوست دارم

 سارا جون .فریبا جون.آزاده جون .مریم جون .سمیراجون و.....................

فرزادجون که اولین کسی بود که باهاش چت کردم پسر خوبی بود ولی این آخرا می گفتم بهم

نگو فرزاد بهم بگو محمد .ارود جون وای خیلی خیلی پسر خوبی بود یه جورای خواننده و شاعر بود

وای یه آهنگ خونده بود محشر به اسم تقدیر خیلی خوشکل بود اشالله به عشقت برسی همون میگم(ش)

خیلی بهم کمک کرده یادم داد که چطور ویندوز عوض کنم هیچوقت فراموشت نمی کنم ارود جان

اشالله یه روزی کلیپ هاتو تو ایران موزیک ببینم موفق باشی.یوسف جون یه پسر خوب و شوخ طبع

هر وقت به وبلاگم سر میزد من خوشحال میشدم چون خیلی از نظراتش خوش می امد وقتی بدون

دعوت می امد بیشتر خوشحال میشدم همیشه به مادرت زنگ بزنی هیچوقت یادت نره قول بده باشه

زبیر جون مهربون خوب و مثل من مادر نداشت دیر به دیر بهم سر میزد ولی وقتی می امد خیلی خوشحال

می شدم .علی جون ازش خیلی ناراحتم چون خیلی منو ازیت می کرد از اون پسرای بود که خیلی مسخره

می کرد ولی خودش می گفت دارم شوخی می کنم اشکال نداره من به دل نگرفتم .امید جون یه مدت به وبلاگم

سر میزد و فقط کامنت خصوصی میزاشت .میلادجون .مسعود جون.ارشیا و مهلا جون.محسن جون .خلاصه اگه کسی از قلم

افتاده معذرت می خوام به بزرگی خوتون منو ببخشیدخدا را شکر می کنم که این مدت تو نت وقتموتلف نکردم

خیلی چیزا یاد گرفتم براتون دعا می کنم دختر خانوماعروس بشن آقا پسرا دامادبشن اشالله

قسمت همه اتون بشه اشالله البته زیر سایه پدر و مادر .همون طور که هر پدرو مادری دوست

دارن عروسی بچه هاشونو وببینن هر فرزندی هم آرزوش اینه که پدر مادرش واس

عروسیش باشن که من مادرم نیست خیلی جای خالیشو احساس میکنم مخصوصا واس یه دختر

که می خواد عروس بشه بودن مادر نعمت نعمت حیف حیف که من ندارم کاشکی مشد همه شما را دعوت کنم

یه قسمت از تالاررا واس شما خالی میزارم به یاد شما دوستون دارم قربونتون برم از دور می بوسمتونم

همیشه و همه جا یاد سارا گلی باشید بای

ببخشید دیگه وقت نشد بهتون خبر بدم شرمنده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:31  توسط سارا گلی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
می دانم پنج شنبه هاچشم انتظار هستی مادر
پس اشکهایم را از راه دور همچون دسته گلی برایت
می فرستم تا بدانی این دل طوفان زده ام تا هستم
با یاد و خاطر تو می تپد
دوست دارم مادر ...........سارا گلی

مادرم
قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود
در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود
آخر ای یار،همه ای مظهر لطف و صفا
در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود
دوستت دارم مادر .........سارا گلی

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


SongCode.blogfa