![]() |
![]() |
|
| مادرم شاخه گل باغ بلور، پدرم فاصله عشق و غرور |
|
دلم می خواست تا آخر دنیا با تو باشم و گلهای |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:9 توسط سارا گلی |
|
|
چه زيباست به خاطر تو زيستن وبراي تو ماندن و به پاي تو مردن و به پاي تو سوختن وچه تلخ غم انگيز است دوراز تو بودن وبدون خوشبختي زيستن براي تو گريستن وبه عشق و دنياي تو نرسيدن...... دوستت دارم مادر ..........سارا گلی زندگی با گلهایش زیباست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 12:0 توسط سارا گلی |
|
|
تو را می بینم گویی آفتاب طلوع می کند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 14:42 توسط سارا گلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می دانم پنج شنبه هاچشم انتظار هستی مادر
پس اشکهایم را از راه دور همچون دسته گلی برایت می فرستم تا بدانی این دل طوفان زده ام تا هستم با یاد و خاطر تو می تپد دوست دارم مادر ...........سارا گلی مادرم قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود آخر ای یار،همه ای مظهر لطف و صفا در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود دوستت دارم مادر .........سارا گلی |
|
RSS
|